تایتانیک

 

مقدمه

 نزدیک به صد سال از واقعه غرق کشتی اقیانوس پیمای تایتانیک- عظیم ترین کشتی مسافربر جهان در زمان خود که ماجرای غرق آن حداقل سوژه دو فیلم شده است-  می گذرد و هنوز این حادثه محل بحث و جدل بسیاری در محافل علمی است.

 

تایتانیک ساخته شد تا محصول نهایی عصر خودباوری، کامیابی و تجمل گرایی باشد. با ساخت این کشتی بسیاری گمان کردند که زمان غلبه بشر بر نیروهای طبیعی فرا رسیده است و این موجود غول آسا مصون از قهر طبیعت است. اما غرق این کشتی در اولین سفر دریایی خود، خط بطلان بر این باورکشید و پس از آن منبع تحقیق و کنکاش بسیار در چند و چون این واقعه شد. نوشتار حاضر با بهره گیری از منابع متعددی در این زمینه، بر آن است که ضمن ارائه تحلیلی کوتاه از این رخداد، چرایی آن را به یکی از ویژگیهای مهم فولاد یعنی تبدیل رفتار نرم به ترد پیوند داده و به تاریخچه، عوامل موثر و اهمیت چشمگیر آن در انتخاب مواد بپردازد.

 

 

 

تاریخچه تایتانیک

 جهان تغییرات  شگرفی را می گذراند. رادیو در سال 1901 ابداع شده بود. برادران رایت اولین پرواز موفقیت آمیز خود را در سال 1903 انجام داده بودند. تجارت کشتی های اقیانوس پیمای عظیم، پیشرفت های عمده ای را در زمینه طراحی کشتی، اندازه و سرعت شاهد بود.

 

شرکت کشتیرانی ستاره سفید1، که یکی از پیشروان این امر بود، در سال 1907 ساخت سه کشتی بخار عظیم را در دستور کار قرار داد که قرار بود استاندارد جدیدی در زمینه آسایش ، تجمل و ایمنی تعریف کنند. دو کشتی اول المپیک و تایتانیک2 نام گرفتند. نام تایتانیک برای این انتخاب شده بود که حس برتری اندازه و قدرت را القا کند. طراحی دو کشتی یک سال بطول انجامید. ساخت المپیک در دسامبر 1908 و به دنبال آن ساخت تایتانیک در مارس 1909 آغاز گردید. برای تطابق با این پروژه های عظیم، محوطه کشتی سازی در بلفاست باید از نو ساخته می شد، ‌در حالیکه اسکله کشتیرانی ستاره سفید در نیویورک نیز بایستی بحد کافی طویل می شد تا کشتی ها بتوانند در آن پهلو بگیرند.

 

در طی دو سالی که صرف کامل کردن بدنه تایتانیک شد، ‌مطبوعات درباره عظمت کشتی به تبلیغات فراوان پرداختند بطوریکه تایتانیک حتی قبل از  به آب انداختن آن به یک افسانه تبدیل شده بود. به آب انداختن بدنه کامل شده تایتانیک در ماه می 1911 ، یک نمایش عمومی خیره کننده بود. بلیط ها به نفع یک بیمارستان محلی اطفال فروخته شدند.

 

تایتانیک دارای 270 متر طول و 28 متر پهنا بوده و بیش از 46000  تن وزن داشت . ارتفاع آن 32 متر بود که تقریباً 11 متر آن زیر آب قرار می گرفت. دارای سه دودکش واقعی و یک دودکش مجازی بود که برای افزودن بر حس عظمت و قدرت کشتی اضافه شده بود و نیز بخارات و دود آشپزخانه های متعدد آنرا به بیرون می راند.

 

موتورهای بزرگ و پر قدرت آن هیچکدام از ارتعاشهای آزاردهنده متداول در اقیانوس پیماهای دیگر را ایجاد نمی کردند. حتی زمانی که با حداکثر سرعت 22 گره دریایی معادل با 41 کیلومتر در ساعت، که در زمره سریعترین کشتی های آن زمان بود حرکت می‌کرد، مسافرین داخل آن می توانستند از حد اکثر آسایش برخوردار شوند.

 

   تایتانیک بزرگترین شی متحرکی بود که توسط انسان ساخته شده بود. افزون بر این تایتانیک ساخته شده بود تا شگفتی تکنولوژی ایمنی مدرن باشد. به پشتوانه این تدابیر ایمنی بود که مطبوعات کشتی تایتانیک را غرق نشدنی نامیدند.

 

لوازم داخل کشتی در نوع خود از مدرنترین و لوکس ترینها بودند و شامل لامپ های برقی و بخاری برقی در تمام اتاقها ، آسانسورهای برقی، ‌یک استخر شنا، یک سالن اسکوآش (که بسیار مدرن ساخته شده بود )، یک سالن ژیمناستیک همراه با اسب مکانیکی بود تا سوارکاران حرفه ای بتوانند با آن تمرین کرده و خود را سر وزن و آماده نگه دارند.

 

هم چنین اتاقهای نشیمن و تجهیزات بخش درجه یک آن با بهترین هتل های قاره اروپا برابری می کرد. مسافرین درجه یک آن باید از طریق یک راه پله بزرگ شش پاگرده دارای سقف شیشه ای به آرامی پایین می آمدند تا از غذاهای عالی سالن نهارخوری که تمامی عرض کشتی را در عرشه D پوشانده بود ‌لذت ببرند. برای آنهایی که خواستار یک فضای خصوصی تر بودند، ‌تایتانیک چند رستوران سفارشی تدارک دیده بود. دو گروه موسیقی از بهترین نوازندگان قاره قطعات موسیقی را در تایتانیک اجرا می کردند. دو کتابخانه نیز وجود داشت.  سفر دریایی تایتانیک در ساوت همپتون به تاریخ دهم آوریل 1912 آغاز شد.

 

 

غرق شدن

 کشتی های آن زمان مجهز به رادار نبودند ولی تایتانیک به سیستم تلگراف بی سیم مارکونی مجهز شده و دو اپراتور سیستم بطور شبانه روزی در اتاق مخابرات آن کار می کردند. در روز یکشنبه 14 آوریل، پنجمین روز مسافرت، تایتانیک پنج اخطار مختلف درباره مشاهده کوههای یخ دریافت کرد، اما کاپیتان کشتی چندان توجهی به این اخطارها ننمود. کشتی با سرعت 22 گره در حال حرکت رو به جلو بود و مدیر اجرایی شرکت اعلام کرد که یک روز زودتر از برنامه به نیویورک خواهند رسید.

 

در شب چهاردهم آوریل، اپراتور بی سیم شدیدا سرگرم مخابره پیامهای کوتاه مسافرین به خویشاوندان و دوستانشان در ساحل نیوفوندلند (محل پهلو گرفتن کشتی) بود. او ششمین اخطار دیده شدن کوه یخ را نیز دریافت کرد، اما هیچ توجهی به اینکه تایتانیک چقدر نزدیک مکان ارسال اخطارهاست نکرد و پیام را زیر یک وزنه کاغذ در کنار آرنج خود گذاشت. این پیام هرگز به کاپیتان اسمیت یا ناخدا یکم کشتی نرسید.

 

در ساعت 11:40، یکی از دیده بانان کشتی که در آشیانه خدمه  حاضر بود، کوه یخ عظیمی را که بطرز خطرناکی در جلو و نزدیک کشتی بود مشاهده کرد. او به ناخدا یکم مورداک اعلام خطر کرد و مورداک سراسیمه دستور داد که کشتی تماما به سمت چپ بگردد. او به موتورخانه دستور داد که گردش پروانه ها را معکوس کنند. کشتی به آرامی به چپ گردید، اما تایتانیک بسیار بزرگ بود و بسیار سریع حرکت می کرد، و کوه یخ نیز بسیار نزدیک بود. سی و هفت ثانیه بعد پهلوی سمت چپ کشتی به قسمت زیر آب کوه یخ کشیده شده و شکافی در بدنه کشتی ایجاد شد. آب به سرعت وارد قسمتهای کشتی شد و از آنجایی که شکاف بسیار طویل بود، بیشتر قسمتهای کشتی همزمان شروع به پر شدن از آب کردند.

 

 بدین ترتیب در طول شبی پر از حادثه و وحشت، 706 نفر از مسافرین نجات یافته و 1517 نفر باقیمانده یا در داخل آبهای منجمد اقیانوس اطلس جانسپردند، ویا همراه بدنه عظیم کشتی که در حین فرو رفتن در آب به دو تکه شد، به قعر اقیانوس رفتند.

 

 

دوساعت و نیم تا مرگ تایتانیک

 

۲۳:۴۰ نیمه شب ۱۴ آوریل ۱۹۱۲

دیدبان کشتی حضور کوه یخ را اعلام کرد. به دستور کاپیتان اسمیت تایتانیک به سمت چپ هدایت شد. تایتانیک با سرعت ۲۹ کیلومتر بر ساعت در حرکت بودوفرصت کافی برای چرخش به چپ وجلوگیری از برخوردقسمت راست خودبا کوه یخ را نداشت.

  

۰۰:۰۵ بامداد ۱۵ آوریل

کاپیتان اسمیت به این نتیجه رسید که کشتی غرق خواهد شد؛ در نتیجه عملیات تخلیه مسافران وخدمه از کشتی آغاز شد.

 

۰۰:۴۵ بامداد

اولین قایق نجات روی آب های اقیانوس اطلس شناور شد. به دلیل پیروی از قانون «الویت با زنان و کودکان است»و کم بودن تعداد زن هاوبچه ها در کشتی ، بسیاری از قایق های نجات به جای ۶۹ نفر ظرفیت کامل خود، تنها چند ده نفر سر نشین داشتند.

 

۱:۵۰ بامداد

به مدت دو ساعت آب وارد جلوی بدنه شد. کشتی به تدریج به سمت چپ می چرخید. حوالی ساعت ۱:۵۰ بامداد ، آب وارد یکی از راهروهای سمت چپ کشتی شدودرنتیجه چرخش شدت یافت.

 

۲:۱۵ بامداد

با افزایش فشار آب ، دیگ های بخار متصل به دودکش شماره ۱ از جا کنده شدودودکش سقوط کرد. آب در مسیری جدید وارد کشتی شدو غرق شدن کشتی شتاب یافت.

 

۲:۱۸ بامداد

تفاوت شدید وزن بین سینه کشتی که به دلیل ورود آب ، سنگین شده بود و کشتی دم نسبتاً سبک ، تنش عظیمی در بدنه کشتی ایجاد کرد و بدنه کشتی در مقابل دودکش سوم ترک خورد. چند ثانیه بعد و با به حداکثر رسیدن نیروی خمشی ، بدنه کشتی دونیم شد. سینه کشتی و دم تنها از طرق اسکلت تقویت شده زیرین به هم متصل ماندند. کشتی دم به سمت چپ چرخید و افراد روی کشتی به بیرون پرتاب شدند.

 

۲:۱۹ بامداد

سینه کشتی از دم که هنوز شناور بود ، جدا شد . کشتی دم سرو ته شده و آب ازسمت جلو وارد آن شد

 

۲:۲۰ بامداد

درحالی که سینه کشتی با سرعت به سمت کف دریا میرفت ، کشتی دم به حالت تقریباً عمودی چرخیده و وسایل داخل آن به بیرون ریخته می شد ؛ در همین حال کشتی دم از سطح اقیانوس ناپدید گشت . دیگ های بخار از جای خود خارج شده و مستقیماً به بستر اقیانوس سقوط کردند .

 

۲:۲۱ بامداد

جریان آب در اطراف سینه کشتی باعث از جا در آمدن دکل جلوی کشتی و برخورد آن با سکوی فرماندهی و دودکش ها شدند. دودکش ها از جا کنده شد به دلیل ظاهر مخروطی شکل سینه و کشتی دم ، هر دوی آنهابا کم شدن سرعت به کف اقیانوس سقوط کردند. چرخش ساعت گرد کشتی دم سبب شد قبل از اینکه با کف اقیانوس برخورد کند. وسایل بیشتری از داخل آن به بیرون ریخته شود سینه کشتی با سرعت ۵۵/۵ کیلو متر بر ساعت و بازاویه ۲۰ درجه با بستر اقانوس برخورد کرد ؛ در نتیجه بدنه شکسته شد و عرشه هایش خرد شدند. بقایای متلاشی شده دم حاکی از برخورد بدتر آن با کف اقیانوس است .

 

 

توماس اندروز:تایتانیک غرق می‌شود

کاپیتان اسمیت به توماس گفت:قسمت‌های ۱ و ۲ و۳ و ۴ و ۵ پر از اب است این چقدر خطرناک است؟؟ توماس بارنگ پریده پاسخ داد:خیلی بد این کشتی داره غرق میشه کاپیتان:اما تو گفتی تایتانیک هیچ وفت غرق نمی‌شود توماس:بله گفتم تایتانیک اگر ۳ قسمتش پر اب شه امن اگر ۴ قسمتش پر از اب شه بازم امن اما ۵ قسمت نه کاپیتان:چند ساعت وقت داریم؟ توماس:نمی‌دونم حد اکثر ۲ ساعت بدنه و انتن باهم میرند.

 

درخواست کمک

جک فیلیپس از تایتانیک پیغامی رو با رادیو به متن کمک-تایتانیک رو در ساعت ۱۲:۱۵ شب فرستاد نزدیکترین کشتی به تایتانیک کشتی کالیفرنیا بود که چون اپراتور در ان لحظه خواب بود پیغام کمک تایتانیک رو نشنید. بعد ار کالیفرنیا کشتی کارپاتیا بود که پیغام را دریافت کرد و پاسخ داد و به تایتانیک گفت که ما به سوی شما حرکت می‌کنیم اما آنان تا تایتانیک ۹۲ کیلومتر فاصله داشتند. تایتانیک در ساعت ۱۲:۴۵ شروع به پرتاپ موشک‌های نور افشان کمک کرد و پس از ان هر ۱۰ دقیقه یک موشک پرتاب می‌کردند. در ساعت ۴ صبح دیگر اثری از تایتانیک نبود. کشتی‌های کمک ساعت ۶ صبح به تایتانیک رسیدند یعنی بیش از ۵ ساعت دیر تر از موقعی که تایتانیک به کمک آنان نیاز داشت.

 

 

 

اکتشاف....

  بدنه تایتانیک در سال 1985 توسط رابرت بالارد3، به کمک سونار4 در عمق 3700 متری اقیانوس اطلس در حالیکه در کف آن قرار داشت، کشف شد. در این اکتشاف از یک زیردریایی کوچک که قادر به نفوذ در عمق دریاها بود استفاده شد. کشتی به دو بخش بزرگ شکسته شده بود که از هم 600 متر فاصله داشتند. این اولین باری بود که تایتانیک پس از سال 1912 دوباره دیده می شد.

 

 

 

قصه پرغصه غرق شدن نسخه اصلی رباعیات خیام

 

شاید خیلی از ایرانیان ندانند که نسخه اصلی و دستنویس کتاب رباعیات خیام با کشتی تایتانیک به عمق اقیانوس رفت و متاسفانه نابود شد و در کنار بسیاری دیگر از شناسنامه های ازبین رفته فرهنگ و تمدن ایران قرار گرفت. این کتاب بسیار پرارزش که «عمر اعظم» نام داشت سرگذشت بسیار غم انگیزی دارد و سه روایت درباره آن نقل شده است.براساس یک روایت این کتاب را یکی از شاهزادگان قاجار برای فروش به امریکا می برده است و چون او یکی از سرنشینان کشتی تایتانیک بود، این کتاب را با خود به قعر اقیانوس برد و به این ترتیب برگی دیگر بر ماجرای قاچاق ثروت های ملی ایران افزوده و یک اثر نفیس نابود شد. روایت دوم نیز دست کمی از روایت نخست ندارد. «بنیامین عمربوساژ» که باخبر می شود نسخه دستنویس رباعیات خیام (عمر اعظم) در دست یکی از شاهزادگان ایرانی است، به ایران سفر می کند، دیگ طمع این شاهزاده ضدملی را به جوش می آورد، کتاب را از او می خرد و هنگام بازگشت به امریکا، چون با کشتی تایتانیک سفر می کرده است، این کتاب به قعر اقیانوس می رود و یک اثر نایاب از فرهنگ ایران زمین متاسفانه نابود می شود.و اما براساس روایت سوم، صحافی به نام «فرانسیس ستکلایف تلاش» آن را خریداری کرده، از نظر صحافی روی آن کار می کند و قصد فروش آن را داشته که به علت بحران اقتصادی انگلیس (سال 1912) تصمیم می گیرد آن را برای فروش به امریکا ببرد، به یک مسافر امریکایی می فروشد و چون خریدار مسافر کشتی تایتانیک بوده کتاب با غرق کشتی به اعماق دریا می رود و نابود می شود.می گویند برادرزاده صحاف انگلیسی «استانلی» از باقیمانده کتاب و تصاویری که از آن داشته است، نسخه دومی- نه به ارزش نسخه اول که به روایتی خط و نوشته خود خیام بوده است- تهیه می کند که این نسخه نیز در بمباران لندن، طی جنگ جهانی دوم نابود می شود.وی دست از کار نمی کشد و نسخه سومی از طرح ها، عکس ها و تصاویر نسخه های اول و دوم تهیه می کند که این نسخه در اختیار همسر و بازماندگان «استانلی بری» بوده است که چند سال پیش به موزه بریتانیا تعلق گرفت. در این کتاب که هم اکنون در موزه بریتانیا موجود است یک هزار قطعه جواهر، هزاران سنگ قیمتی رنگارنگ و چند مترمربع ورقه طلا به کار رفته است. قصه پرغصه کتاب دستنویس رباعیات خیام را بسیاری از نویسندگان جهان که شیفته این دانشمند بزرگ ایرانی بوده اند، با درد و اندوه نگاشته اند.

 

 

 

یادگارهای تایتانیک

 نامه ای که "ادولف سافلد" 5 روز پیش از غرق شدن تایتانیک، به همسرش نوشته بود در حراجی لندن در سال 2009 به قیمت 85 هزار دلار به فروش رفت.یک موزه انگلیسی که نام آن ذکر نشده است این مبلغ رکورد شکن را پرداخت نموده است. در این نامه چگونگی زندگی در تایتانیک از دید مسافران بخش درجه یک توصیف شده و در پایین برگه اندازه کابین و تزئینات آن نوشته شده است. همچنین در این حراجی کلیدی متعلق به یکی از کارکنان کشتی که در دقیقه آخر از تایتانیک خارج شده است به قیمت 54 هزار دلار  و مجموعه ای از عکسهای این کشتی مجلل و مسافرانش 100 هزار دلار فروخته شد.

 

 

 

 

 

 

تحلیل فیلـــــــم : تایتـــــــــــــانیک

 

مقدمــــه :

 در سال 1997 بود که جیمز کامرون یکی از پرهزینه ترین فیلم های تاریخ سینما را ساخت. این فیلم جنبه های مختلفی را در خود جای داده است و شاید به همین دلیل است که تایتانیک دومین فیلم پرفروش تاریخ سینماست. سناریو عاشقانه، تاریخی و هیجانی فیلم افراد زیادی را در سالن های سینما میخکوب کرد. این فیلم یک بازسازی بسیار عالی از واقعه ی تلخ غرق شدن کشتی غرق نشدنی تایتانیک است.

 

 تایتانیک نامزد دریافت 14 جایزه اسکار شده است که به جز 3 جایزه، بقیه را از آن خود کرده است. لازم به ذکر است که از فیلم های دیگری که مربوط به غرق شدن کشتی تایتانیک است میتوان به فیلم شب به یاد ماندنی اشاره کرد که در سال 1958 ساخته شد.

 

 

آن کـــوه یـــخ لعنتـــی !

 همه چیز در یکی از کارخانجات شهر بلفاست ایرلند شمالی شروع شد. در بین سال های 1909 تا 1912 بزرگترین کشتی دنیا در آنجا ساخته شد. طراح اصلی کشتی یک مهندس ایرلندی به نام توماس اندروز بود. در ساخت این کشتی بیش از 15000 هزار کارگر نقش داشتند. از وزن و ابعاد کشتی که بگذریم به 3 موتور عظیم این کشتی میرسیم که تایتانیک را با حداکثر سرعت 46 کیلومتر بر ساعت راهی اقیانوس میکردند. نکته ای که باعث شده بود این کشتی را غرق نشدنی بنامند در این بود که 15 در امنیتی در کشتی ساخته شده بود که امکان نفوذ آب از قسمتی از کشتی را به قسمتی دیگر ناممکن میکرد. تایتانیک دارای 3 کلاس مختلف مهمانان بود: کلاس اول که برای افراد ثروتمند بود، کلاس دو که مخصوص قشر متوسط جامعه بود و کلاس سه که برای فقیران تهیه شده بود و قیمت هر بلیط برای هر کلاس هم به ترتیب: 4350 دلار، 1700 دلار و 30 دلار بود.

 

 در 14 آوریل 1912 تایتانیک که نام کامل آنRMS Titanic بود از بندر ساوت همبتون انگلیس راهی نیویورک شد. تایتانیک برای رسیدن به نیویورک باید از اقیانوس اطلس میگذشت. اقیانوسی که در آن زمان دمای آبش 12 درجه ی سانتیگراد بود. آب و هوای معتدل آن روزها باعث شده بود که یخ های قطبی پس از جدا شدن از یخچال ها راهی اقیانوس اطلس شوند.

 

در واقع عدم توجه افسر مخابرات کشتی به پیام های اخطاری که وجود کوه یخ در مسیر را اعلام میکردند، خود یکی از دلایل این اتفاق بود. یکی از ویژگی های عجیب آن روز، غیرمعقول بودن آب و هوا و شرایط اقیانوس بود که هر دو بسیار صاف و درخشنده بودند. یکی از دلایلی که کوه یخ خیلی زودتر توسط خدمه ی کشتی دیده نشد، همین موضوع بود. وقتی امواج وجود ندارند، تعیین مکان کوه یخ کار دشواری است و با همه ی این اوصاف آن اتفاق افتاد.

 

تایتانیک پس از مشاهده ی کوه یخ در جلوی راه خود با سرعت تغییر مسیر داد. 37 ثانیه طول کشید تا تایتانیک به کوه یخ برسد. با اینکه کشتی با قدرت تمام در حال دور کردن خود از کوه یخ بود اما پهلوی سمت راست کشتی با قسمتی از کوه یخی برخورد کرد و باعث شد که شکافی 100 متری در بدنه ی کشتی پدید آید. این شکاف عظیم آرام آرام تایتانیک را راهی اعماق اقیانوس کرد و از بین 2300 مسافر و خدمه ی کشتی فقط 705 نفر زنده ماندند. در طی تحقیقات غرق شدن تایتانیک، کارشناسان پی بردند که اگر به جای عبور از کنار کوه یخ، کشتی با دماغه ی خود به کوه یخ برخورد میکرد، صدمات چندان زیادی به کشتی وارد نمی آمد و عاقبت این سفر چنین نمیشد.

 

 

کشتـــی آرزوها

 در اعمـــاق اقیـــانوس بقایای کشتی عظیم تـــایتـــــانیــــک پیدا میشود. در عمق 3000 متری اقیانوس فقط ربات ها قادر به کندوکاو کشتی هستند. شاید در رسانه ها گفته شود که اجناس به دست آمده از این جستجوها تحویل موزه ها میشود ولی هیچکس حاضر نیست که چنین سرمایه گذاری عظیـــمی برای این عملیات بکند و هیچ سودی از آن نبرد. در این کشتی به قدری جواهرات گران قیمت وجود داشته که رد یکی از آنها را از چندین قرن پیش دنبال کرده اند و سرانجام به روز غرق شدن تایتانیک رسیده اند.

 

کشتی متعلق به روسیه است. البته انتخاب این کشور دور از انتظار نبود. در هالیوود اگر قرار بر این باشد که کشوری بدنام شود، رقیبان آمریکا در صدر این لیست انتخاب قرار دارند. حدود 84 سال از غرق شدن تایتانیک میگذرد و با این احتساب تقریبا همه ی مسافران تایتانیک از دنیا رفته اند ولی برای اینکه فیلم تایتانیک ساخته شود، باید یک مسافر زنده در داستان حضور داشته باشد تا حوادث را روایت کند.

 

 نکته ای که به شکل گیری داستان فیلم منتهی میشود این است که آیا کاغدی که بیش از 80 سال در عمق 3000 متری اقیانوس مانده هنوز تار و پودی دارد که تصویر یک دختر جوان را با تمام جزئیات نمایش دهد؟! به هر حال وقتی مسئولین جستجوی تایتانیک قانع میشوند که این پیرزن 101 ساله همان دختر درون عکس است، بازگو کردن خاطرات آغاز میشود. کالدون هاکلی، پسر تاجر ثروتمند فولاد به همراه رز و مادر او وارد کشتی غرق نشدنی میشوند. اولین اختلاف طبقاتی مردم در فیلم نمایش داده میشود.

 

 خانواده های مرفه با افتخار وارد تایتانیک میشوند ولی مسافران فقیر کشتی با حقارت جلوی عموم سرپا معاینه میشوند. از طرف دیگر لئوناردو دیکاپریو جوان وارد میشود. او به همراه دوست ایتالیاییش سرگرم پوکر است. قماری که سرنوشت زندگی خیلی ها را تاکنون تغییر داده است. در خیلی از فیلم ها این بازی طوری نمایش داده میشود که همیشه قهرمان های داستان برنده میشوند ولی به عنوان کسی که چندین بار این بازی را انجام داده ام این مسئله را کاملا رد میکنم. بهترین پوکرباز هم بسته به ریسک پذیری طرف مقابل و شانس احتمال بیشتری برای برد دارد.

 

 به هر حال این دو جوان نیز همانند بسیاری دیگر از جوانان سراسر جهان راهی آمریکا میشوند. کشوری که گوناگونی ملل مختلف در آن بیداد میکند. ویتو کورلئونه ی جوان را به خاطر بیاورید که با کشتی وارد نیویورک شد و سرنوشت زندگیش چگونه رقم خورد. شاید جک نیز چنین سرنوشتی در انتظارش باشد. تایتانیک، این غول صنعتی زمان خود به راه می افتد و چرخ های سرنوشت شروع به چرخیدن می کنند. خداحافظی احمقانه ی جک و **** با مردم، آزادی و زندگی بی دغدغه ی آنها را بیان میکند در حالی که رز با آن امکانات، عظمت تایتانیک برایش جز بردگی نیست. حالا سرنوشت جک و رز، نماینده دو قشر مختلف جامعه به هم گره خورده است.

 

 

نکته ای دیگر در مورد کشتی این است که روی عرشه، ما چهار دودکش بزرگ میبینیم ولی فقط سه تای آنها کار میکند و دیگری فقط برای عظیم جلوه دادن تایتانیک ساخته شده است. جک رو به آسمان پرستاره زندگیش سیگار میکشد در حالی که رز در زیر سقفی اشرافی غصه میخورد. احساس پوچی و افسردگی رز به آخرین حد خود میرسد و دومین برخورد او با جک شکل میگیرد. هنگامی که رز در لبه پرتگاه کشتی ایستاده است، واقعا مشخص نیست که او قصد خودکشی دارد یا فقط تظاهر به آن میکند ولی چیزی که مسلم است این است که با توضیحات جک از دمای آب و عواقب آن، رز کاملا از خودکشی پشیمان میشود. بعد از سوءتفاهمی که به ظاهر بین جک و رز رخ میدهد و جک بازداشت میشود، سکوت جک خیلی بی دلیل است.

 

 

او میتواند خیلی ساده یک داستانی سر هم کند، مانند همان کاری که رز میکند. به هر حال این حادثه سبب میشود تا جک و رز بیشتر آشنا شوند. در میهمانی فردا شب، جک سخنران فوق العاده ای شده است. شاید به علت اضطراب، او نبض مجلس را بدست گرفته ولی او به هر حال از این آزمایش سخت که داوران آن عده ای از ثروتمندترین افراد جهان بودند، سربلند بیرون می آید. اما مهمانی واقعی در طبقه فقیران کشتی در جریان است. شاید شکوه و عظمت و مطمئنا امکانات مهمانی مسافران درجه ی اول کشتی بیشتر باشد ولی لذت مهمانی طبقه زیرین بسیار بسیار بیشتر است.

 

ثروت یا عشق، به راستی که مسئله همین بود!

رقص پای زیبای رز، نوشیدن یکجای آبجو و دیگر حرکات وی در مهمانی طبقه زیرین کشتی به هیچ وجه به یک دختر طبقه اشراف نمی آید. از ابتدای فیلم که ما جک را متعجب ندیده بودیم، بالاخره با مشاهده این اتفاقات تعجب در چهره ی او تعجب آشکار میشود. شاید تاثیر الکل باشد ولی کارهای رز دقیقا مانند یک دختر قشر فقیر جامعه است.

 

 البته فردای آن روز عواقب این مهمانی به سراغ وی می آید. بالاخره زمانی که رز باید تصمیم سخت و سرنوشت ساز را بگیرد فرا میرسد. جک آخرین تلاشش را برای بدست آوردن رز انجام میدهد ولی او جواب رد میدهد. کاملا معلوم است که رز نسبت به جک علاقه پیدا کرده ولی ثروت و زندگی اشرافی او که با ازدواج با هاکلن به وقوع می پیوندد برای او مهم تر است. ولی عشق تمام فلاکت های دنیا را از یاد آدم میبرد. در غروب خورشید، رو به اقیانوس پهناور در مهیج ترین قسمت کشتی، جک و رز به هم میرسند. بوسه ای که سرنوشت زندگی 2 نفر را به کلی تغییر میدهد. اما تایتانیک و عشاقش به خاطرات پیوستند...

 

البته رز و مادرش زندگی فقیرانه ای داشته اند و تنها به سبب شهرت سابق پدرش توانسته اند شخصی مانند هاکلن را به زندگی خود بکشانند. با نزدیک تر شدن فاصله جک و رز و در همین حال دور شدن هاکلن و رز، تایتانیک با بحران مواجه میشود. کلیه جزئیات مربوط به غرق شدن تایتانیک را در ابتدای تحلیل خواندید.

 

دقایقی در ادامه فیلم، هنگامی که جک و رز رابطه ی خود را نزدیک تر میکنند را نمیتوان با متن بیان کرد پس ناچار به دقایق غرق شدن کشتی می رسیم.

 

 وقتی که پیر و جوان و زن و مرد برای زنده ماندن تقلا میکنند. جایی که دیگر پول کاربردی ندارد. هر کس آخرین دقایق خود را برای چیزی که دوستش دارد میگذارد. یک کشیش در حال دعا کردن با خدای خویش، مادر و فرزندان در آغوش هم، کاپیتان کشتی در کابینش، نوازنده با سازش و در آخر جک و رز در کنار همدیگر.

 

 حالا این مثلث عشقی تنگ تر و تنگ تر میشود. هاکلن و جک از خود میگذرند تا رز نجات یابد. ولی عشقی که میان رز و جک شکل گرفته، فراتر از این زندگیست. در اکثر فیلمها وقتی یک نفر میمیرد، بیننده متاثر میشود اما در فیلم تایتانیک که صدها نفر جان میدهند، این مرگها به چشم بیننده نمی آید. همه به فکر جک و رز هستند و هیچکس به عمق فاجعه دقت نمیکند. در واقع عشق میان جک و رز، قهرمان این فیلم است و تمام این صدمات و مرگ و میرها به جرگه ی جزئیات فیلم میپیوندند.

 

 به علت سنگینی جلوی کشتی، تایتانیک به دو قسمت تقسیم میشود و حالا چرخ های سرنوشت آرام آرام به اعماق اقیانوس میروند. گردآب پس از غرق شدن کشتی، نجات یافتگان احتمالی را به خود به پایین میکشد اما با این حال عده ای نجات پیدا میکنند. ترس و خباثت آنهایی که با قایق زودتر کشتی را ترک کرده بودند، مانع نجات بقیه میشود.

 

حالا در آبی که در حد انجماد است، شعله های گرم عشق جک و رز هر لحظه سردتر و سردتر میشود. از ابتدا مشخص بود که این عشق یک قربانی میخواهد و آن قربانی جک داوسن است. پوکر سرنوشت، زندگی او را به کلی تغییر داده است ولی جک کاملا راضی است. او توانسته حداقل ساعاتی را با عشثش بگذراند. بالاخره لحظه ی وداع فرا میرسد...

 

 

پایان تلخ یک عشق تاریخی پس از گذشت 84 سال هنوز اشک ها را جاری میکند. وقتی رز 101 ساله وقایع آن روز را برای جست و جوگران الماس قلب اقیانوس بازگو میکند، برگ هایی از تاریخ ورق میخورند. اقیانوس سرنوشت رز را به کلی تغییر داده پس بهترین مکان برای آرمیدن الماس قلب اقیانوس، در اعماق آن است.

 

 جایی که پیکر بی جان جک در کنار یک کشتی غول آسا 84 سال است که در آرامش خوایبده است. این فیلم پس از گذشت 93 سال از غرق شدن کشتی تایتانیک، هنوز اشک بسیاری را جاری میکند. در این فیلم عشق جای ثروت را گرفت و قشر فقیر و غنی جامعه را به یکدیگر سوق داد. بعد از پایان زندگی هرکسی فقط یاد و خاطرات اوست که باقی میماند، چه خوب است که این خاطرات را با شرافت بسازیم.

 

 فیلم تایتانیک در کنار هرمقوله ای به ما درس های بزرگی میدهد. عشقی که در این فیلم به تصویر کشیده شده، قوی تر از جان انسان هاست. موسیقی متن بی نظیر تایتانیک معنای عشق را به درستی به ما یاد میدهد. عشقی که بعد از پایان زندگی نیز همراه با ماست. بعد از با دقت نگاه کردن فیلم، بدون شک تایتانیک را فراتر از یک درام عاطفی میدانم، امیدوارم که شما نیز با خواندن این تحلیل چنین احساسی داشته باشید.

 

 

 

 

/ 0 نظر / 75 بازدید